تبليغاتX
آریانا نگینی بر انگشتر تاریخ
آریانا پاسدار فرهنگ اصیل آریایی و پارسی

در این مورد نظر یاد تان نره چون برای جوانان خیلی مهم است 

آیا شما موافقید؟ 

شاگردی از استادش پرسید ((عشق چیست؟))
استاد در جواب گفت به گندم زار برو و پر
خوشه ترین شاخه را بیاور.اما در هنگام عبور
از گندم زار به یاد داشته باش که نمی توانی به
عقب برگردی تا خوشه ای بچینی.
شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی
برگشت . استاد پرسید ((چه اوردی؟))
و شاگرد با حسرت جواب داد ((هیچ !هرچه جلو
می رفتم خوشه های پر پشت تر می دیدم و به
امید پر پشت ترین ان ها تا انتهای گندم زار
رفتم.))
استاد گفت عشق یعنی همین!
شاگرد پرسید پس(( ازدواج چیست؟))
استاد به سخن امد که به جنگل برو وبلندترین
و زیباترین درخت را بیاور. اما به یاد داشته
باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی.
شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی
برگشت.
استاد پرسید:((چه شد؟))
او در جواب گفت به جنگل رفتم و اولین درخت
بلندی را که دیدم انتخاب کردم. ترسیدم که اگر
جلو بروم باز هم دست خالی برگردم.
استاد گفت ((ازدواج یعنی همین!!!))


+ نوشته شده در  86/01/20ساعت 10:22 قبل از ظهر  توسط انجنیر محمد اجمل آرین پور  | 
عشق و اشک
 
آنروز که که آفریننده زیبایی عشق را آفرید
من را نیز آفرید
هر چیز با چیزی آمیخته شد
بهار و طراوت
محبت و راستی
اما
عشق و اشک
این دو را باهم آمیختند
شاید خواستند با اشک عشق را شسته و پاک سازند
نمیدانم
اما عشق میورزم

+ نوشته شده در  86/01/18ساعت 2:2 بعد از ظهر  توسط انجنیر محمد اجمل آرین پور  |