بعضی
موضوعات که روزانه انسان به آن روبرو میشود تعجب و حیرت را نیز با خود دارد ، خوب اگر بخواهیم
موضوعات در قالب سیاست و تاریخ به بحث بگیریم اکثر با
جملات از قبیل خاین ، خوب ، بد ، وطن فروش ، حلیم ، مستید و غیره مواجه میشویم که در این حالت بعد فرهنگی هنری شخص در نزد ما مجهول باقی خواهد ماند .
جملات بالا را بخاطری نوشتم که امروز به یک شعر را خواندم که گفته میشود از شاه شجاع درانی یکی از فرزندان تیمور شاه و نواسه احمد شاه درانی است ، قبلا هم دیوانی بدستم رسید بود بنام دیوان شاه شجاع ولی چون در تاریخ افغانستان او یک خاین و وطن فروش معرفی شده شعر های ناب او هم منفور هستند .
در پائین شعری را خواهید خواند که خیلی آشنا است و این شعر در قالب آهنگی توسط هنرمند محبوب ما احمد ظاهر سروده شده است .
صبح و دمید روز شد ، یار شبینه خانه رفت
مرغ سحر تو گم شوی ، یار بدین بهانه رفت
شب که پس از آن روز، آن بت رشک مه رخا
شيشته تويی قدح بدست، آمده بود عذر خواه
شاید هم در بیت چهارم تویی " تهی " باشد که هدف آن هم خالی ، اما به دلیل موجود نبودن کاپی آنرا به حالت خودش گذاشتم .
دوستی نظری نوشته اند :
دوست گرانمایه
مطلب جالبی را پیشکش نمودید.اگر شما خود کمی در نوشتار و صحت گفته های تان دقت کنید بهتر خواهد شد.آهنگ این شعر از هنرمند فقید احمد ظاهر نه بلکه از محترم ظاهر هویداست.
به امید مطالب جالب تر تان.
حسینه
دوست عزیز !
من هم شاید خیلی قبل از شما ها میدانستم که این آهنگ اولا توسط جناب هویدا سروده شده است اما آهنگ مذکور را احمد ظاهر به شهرت رسانید و شعر این آهنگ با نام احمد ظاهر فقید گره خورده است .
در ضمن آهنگ " ای شعله حزین" که در اصل از جناب زلاند است امروز به نام احمد ظاهر شهرت یافته است در حالی که زلاند به کیفیت خوبتر از احمد ظاهر و به شکل ویدیویی آنرا ثبت نموده است .
خوب باز هم قضاوت ها متفاوت است .
جملات بالا را بخاطری نوشتم که امروز به یک شعر را خواندم که گفته میشود از شاه شجاع درانی یکی از فرزندان تیمور شاه و نواسه احمد شاه درانی است ، قبلا هم دیوانی بدستم رسید بود بنام دیوان شاه شجاع ولی چون در تاریخ افغانستان او یک خاین و وطن فروش معرفی شده شعر های ناب او هم منفور هستند .
در پائین شعری را خواهید خواند که خیلی آشنا است و این شعر در قالب آهنگی توسط هنرمند محبوب ما احمد ظاهر سروده شده است .
صبح و دمید روز شد ، یار شبینه خانه رفت
مرغ سحر تو گم شوی ، یار بدین بهانه رفت
شب که پس از آن روز، آن بت رشک مه رخا
شيشته تويی قدح بدست، آمده بود عذر خواه
شاید هم در بیت چهارم تویی " تهی " باشد که هدف آن هم خالی ، اما به دلیل موجود نبودن کاپی آنرا به حالت خودش گذاشتم .
دوستی نظری نوشته اند :
دوست گرانمایه
مطلب جالبی را پیشکش نمودید.اگر شما خود کمی در نوشتار و صحت گفته های تان دقت کنید بهتر خواهد شد.آهنگ این شعر از هنرمند فقید احمد ظاهر نه بلکه از محترم ظاهر هویداست.
به امید مطالب جالب تر تان.
حسینه
دوست عزیز !
من هم شاید خیلی قبل از شما ها میدانستم که این آهنگ اولا توسط جناب هویدا سروده شده است اما آهنگ مذکور را احمد ظاهر به شهرت رسانید و شعر این آهنگ با نام احمد ظاهر فقید گره خورده است .
در ضمن آهنگ " ای شعله حزین" که در اصل از جناب زلاند است امروز به نام احمد ظاهر شهرت یافته است در حالی که زلاند به کیفیت خوبتر از احمد ظاهر و به شکل ویدیویی آنرا ثبت نموده است .
خوب باز هم قضاوت ها متفاوت است .

زمانی در ضرب المثل های افسانه یی شنیده بودم که میگفتند " پشت هفت کو " و در داستان " وقتی که نی ها گل میکند " از استاد اکرم عثمان نیز قصه شنیده بودم از پشت کوه و طبیعت دست نخورده و جذاب ، در سفر به هزارستان همه این را به چشم دیدم .
اگر بعضی کار های را که توسط خود مردم صورت گرفته کنار بگذازیم هزارستان ((هزاره جات )) را میتوانیم یک منطقه بنامیم که ممکن معادل آنرا را در قرن 18 در دیگر شهر های افغانستان بیابیم .
اما با وجود این همه فقر مردم هزارستان به آموزش و پرورش کودکان خود بی نهایت کوشا هستند ، در جریان روز های که در سفر بودیم گاه گاهی از کودکان در راه مدرسه میپرسیدم که تا مکتب تان چقدر فاصله است ؟
آنها با شوق میگفتند که حدود 2 یا 3 و یا هم چهار ساعت که طی این فاصله با پای پیاده کار نهایت طاقت فرسا است .
خوب بیایم به ادامه سفر :
شب را در هتلی در ورس سپری نمودیم بر عکس شهر کابل که پایتخت کشور است شهر ورس از نعمت برق بیست و چهار ساعته بر خوردار است و در هتلی که شب را سپری نمودیم توانستیم موبایل ها و لپ تاپ های خود را چارچ کنیم ، یک پیشخدمت هتل که محمد علی نام داشت شب با ما یکجا خوابید او در شنوایی کمی مشکل داشت و در ضمن در همان اطاقی که خوابیدیم اتاق شخصی او بود و کامپیوتر و دیگر وسایل مورد ضرورت او در همان جا بود و علت خوابیدن او با ما نیز همین بود که ما به وسایل او دست نزنیم .
روز سوم ساعت 4 عصر به شهر نیلی رسیدیم و بعد از رسیدن به کار های رسمی شب را در منزل جناب فاطمه هاشمی وکیل مردم دایکندی در شورای ولایتی سپری نمودیم که جا دارد در این جا از مهمان نوازی جناب وکیل صاحب و برادر شان جناب آغا صاحب سپاسگذاری کنم .
شهر نیلی با وجود اینکه مرکز یک ولایت نو تاسیس میباشد اما بنا به دلایلی که ذکر آن نیاز به وقت دارد ، یک شهر عقب مانده است که میتوان آنرا یک قریه گفت تا یک شهر ، اما شهر نیلی از نگاه مناظر طبیعی جای زیبایی است و درختان بیشمار بادام به زیبایی آن افزوده است .
در 1 ثور 1386 خورشیدی دوباره به جانب کابل حرکت کردیم و بعد از طی نمودن راه های خیلی پر خطر سه روز بعد به کابل رسیدیم .

بودا در شروع یک صبح " اما او برای همیش خوابیده است "

یک دکان در شهر نیلی " در نیلی تمام وسایل یافت میشود آخر مرکز یک ولایت است "

سیاه دره مربوط ولسوالی یکاولنگ " در هزارستان فصل های سال خیلی متفاوت است یک ساعت بهار است و یک ساعت دیگر هم زمستان درخت های سپیدار خیلی فراوان است "

با این دوستان کوچک خود در منطقه کرمان پائین کوتل صد برگ عکس گرفتم " آنها گفتند که تا مکتب شان یک و نیم ساعت فاصله است که با پای پیاده میروند ، هنوز که دوم ثور (اردیبهشت ) است در اینجا از وسایل گرم کننده منزل استفاده میشود هوا در شب هنوز هم زیر صفر است "

این کودک به ما رواش (چکری ) تعارف کرد از او پرسیدم پدرت چی کار میکند خاموش بود ، وقتی نام پدرش را پرسیدم گفت که نمیداند و سال ها قبل فوت کرده است . گفت که مکتب نمی رود و گوسفندانش را برای چرانیدن به کوه میبرد ، اطراف شهر نیلی را کوه ها پوشانیده است .
این عکس از نزدیکی شهر نیلی میباشد .
اگر بعضی کار های را که توسط خود مردم صورت گرفته کنار بگذازیم هزارستان ((هزاره جات )) را میتوانیم یک منطقه بنامیم که ممکن معادل آنرا را در قرن 18 در دیگر شهر های افغانستان بیابیم .
اما با وجود این همه فقر مردم هزارستان به آموزش و پرورش کودکان خود بی نهایت کوشا هستند ، در جریان روز های که در سفر بودیم گاه گاهی از کودکان در راه مدرسه میپرسیدم که تا مکتب تان چقدر فاصله است ؟
آنها با شوق میگفتند که حدود 2 یا 3 و یا هم چهار ساعت که طی این فاصله با پای پیاده کار نهایت طاقت فرسا است .
خوب بیایم به ادامه سفر :
شب را در هتلی در ورس سپری نمودیم بر عکس شهر کابل که پایتخت کشور است شهر ورس از نعمت برق بیست و چهار ساعته بر خوردار است و در هتلی که شب را سپری نمودیم توانستیم موبایل ها و لپ تاپ های خود را چارچ کنیم ، یک پیشخدمت هتل که محمد علی نام داشت شب با ما یکجا خوابید او در شنوایی کمی مشکل داشت و در ضمن در همان اطاقی که خوابیدیم اتاق شخصی او بود و کامپیوتر و دیگر وسایل مورد ضرورت او در همان جا بود و علت خوابیدن او با ما نیز همین بود که ما به وسایل او دست نزنیم .
روز سوم ساعت 4 عصر به شهر نیلی رسیدیم و بعد از رسیدن به کار های رسمی شب را در منزل جناب فاطمه هاشمی وکیل مردم دایکندی در شورای ولایتی سپری نمودیم که جا دارد در این جا از مهمان نوازی جناب وکیل صاحب و برادر شان جناب آغا صاحب سپاسگذاری کنم .
شهر نیلی با وجود اینکه مرکز یک ولایت نو تاسیس میباشد اما بنا به دلایلی که ذکر آن نیاز به وقت دارد ، یک شهر عقب مانده است که میتوان آنرا یک قریه گفت تا یک شهر ، اما شهر نیلی از نگاه مناظر طبیعی جای زیبایی است و درختان بیشمار بادام به زیبایی آن افزوده است .
در 1 ثور 1386 خورشیدی دوباره به جانب کابل حرکت کردیم و بعد از طی نمودن راه های خیلی پر خطر سه روز بعد به کابل رسیدیم .

بودا در شروع یک صبح " اما او برای همیش خوابیده است "

یک دکان در شهر نیلی " در نیلی تمام وسایل یافت میشود آخر مرکز یک ولایت است "

سیاه دره مربوط ولسوالی یکاولنگ " در هزارستان فصل های سال خیلی متفاوت است یک ساعت بهار است و یک ساعت دیگر هم زمستان درخت های سپیدار خیلی فراوان است "

با این دوستان کوچک خود در منطقه کرمان پائین کوتل صد برگ عکس گرفتم " آنها گفتند که تا مکتب شان یک و نیم ساعت فاصله است که با پای پیاده میروند ، هنوز که دوم ثور (اردیبهشت ) است در اینجا از وسایل گرم کننده منزل استفاده میشود هوا در شب هنوز هم زیر صفر است "

این کودک به ما رواش (چکری ) تعارف کرد از او پرسیدم پدرت چی کار میکند خاموش بود ، وقتی نام پدرش را پرسیدم گفت که نمیداند و سال ها قبل فوت کرده است . گفت که مکتب نمی رود و گوسفندانش را برای چرانیدن به کوه میبرد ، اطراف شهر نیلی را کوه ها پوشانیده است .
این عکس از نزدیکی شهر نیلی میباشد .

منطقه چرخ در ولایت دایکندی یک منطقه دور دست افغانستان مرکزی است در جریان سفر ما به نیلی از این منطقه نیز عبور کردیم وقتی میخواستیم در تپه های زیبای این منطقه صبحانه بخوریم یک تعداد شاگردان و استادان مکتب چرخ برگر نزد ما آمده و خواهش نمودند تا زمینه یک کمک را که منجر به بازسازی و نوسازی مکتب آنها شود برای شان فراهم نماییم .
ما نیز وعده دادیم که گزارش را در این زمینه بنویسیم که خدمت تان تقدیم میشود .
مکتب چرخ برگر در قریه چرخ ولسوالی میرامور ولایت دایکندی موقیعت دارد ، این مکتب فعلا به تعداد 1407 نفر شاگرد دارد که این شاگردان در دو تایم در پنج صنف درسی توسط 15 معلم تدریس میشوند وضیعت این صنف ها بیشتر به یک ویرانه شباهت دارد تا یک صنف درسی .
به گفته محمد حنیف عارفی یکی از استادان این مکتب در موسم بارندگی این صنف ها چکک میکند و ما مجبوریم مکتب را رخصت کنیم .
محمد علی متعلم این مکتب میگوید که او تا حال هیچ گونه کتاب و یا قرطاسیه را از جانب وزارت آموزش دریافت نکرده است ، وی آرزوی روزی را دارد که مکتب شان کتاب و چوکی داشته باشد .
محمد جعفر جعفری مدیر مکتب میگوید که دوسال پیش به کوشش محمد محقق این مکتب از متوسطه به لیسه ارتقاع یافت ولی کسی به این مکتب این توجه ندارد ، او گله آمیز تذکر داد که ممکن وزارت معارف از وجود چنین مکتب با این تعداد شاگرد شاید بیخبر باشد .

لیسه چرخ برگر

آقای جعفر جعفری مدیر مکتب در اتاق مدیریت

قابل ذکر است که یک گزارش در همین مورد به سایت کابل پرس فرستاده بودم که تنها عکس ها را نشر کردند و بس
http://kabulpress.org/my/spip.php?article1497
اما وبسایت بینوا که یک وبسایت مغرض و تفرقه افگن است این تصاویر را به نام جعلی عزمت علی نشر کرده است که جدا یک کار خلاف اصول روزنامه نگاری است
ما نیز وعده دادیم که گزارش را در این زمینه بنویسیم که خدمت تان تقدیم میشود .
مکتب چرخ برگر در قریه چرخ ولسوالی میرامور ولایت دایکندی موقیعت دارد ، این مکتب فعلا به تعداد 1407 نفر شاگرد دارد که این شاگردان در دو تایم در پنج صنف درسی توسط 15 معلم تدریس میشوند وضیعت این صنف ها بیشتر به یک ویرانه شباهت دارد تا یک صنف درسی .
به گفته محمد حنیف عارفی یکی از استادان این مکتب در موسم بارندگی این صنف ها چکک میکند و ما مجبوریم مکتب را رخصت کنیم .
محمد علی متعلم این مکتب میگوید که او تا حال هیچ گونه کتاب و یا قرطاسیه را از جانب وزارت آموزش دریافت نکرده است ، وی آرزوی روزی را دارد که مکتب شان کتاب و چوکی داشته باشد .
محمد جعفر جعفری مدیر مکتب میگوید که دوسال پیش به کوشش محمد محقق این مکتب از متوسطه به لیسه ارتقاع یافت ولی کسی به این مکتب این توجه ندارد ، او گله آمیز تذکر داد که ممکن وزارت معارف از وجود چنین مکتب با این تعداد شاگرد شاید بیخبر باشد .

لیسه چرخ برگر

آقای جعفر جعفری مدیر مکتب در اتاق مدیریت

قابل ذکر است که یک گزارش در همین مورد به سایت کابل پرس فرستاده بودم که تنها عکس ها را نشر کردند و بس
http://kabulpress.org/my/spip.php?article1497
اما وبسایت بینوا که یک وبسایت مغرض و تفرقه افگن است این تصاویر را به نام جعلی عزمت علی نشر کرده است که جدا یک کار خلاف اصول روزنامه نگاری است

ساعت حدود 9 قبل از ظهر به یکاولنگ رسیدیم و بعد از چک موتر ها و خریدن بعضی اجناس به راه ما در مسیر سیاه دره ادامه دادیم نان چاشت در چمن های زیبا این مناطق خوردیم و بعد از عبور از کوتل صدبرگ و کرمان به منطقه خارقول رسیدیم همه این مناطق محرومیت و بیچاره گی را به نمایش میگذاشت بعد از ادای فرایض دینی و حل نمودن مسئله چارجر موبایل سریا که به یک معما تبدیل شده بود به راه ما ادامه دادیم و بعد از طی نموده دره پیتو جوی و منطقه خارقول به شهر نو و بعدا هم شهر کهنه ورس رسیدیم .
شب را در یک هتل سپری نمودیم و فردا نیز دوباره به راه ما ادامه دادیم .
قابل یاد آوری است که به نسبت اسفالت نبودن و خامه بودن این جاده ها در موسم زمستان به علت گل و لای موتر های خورد به مشکلات زیادی مواجه میشوند که خود ما نیز چندین ساعت کار نمودیم تا موتر را کشیدیم
در سفر از نیلی تا یکاولنگ این قریه ها در مسیر راه تان خواهد آمد :
1- برلو ( بازاری دارد که در انجا امکانات اولیه یک سفر پیدا خواهد شد
2- شینیه ( بازار دارد )
3- سر پناه قول
4- کوتل بسیار بلند در قله های کوه بنام چمنک
5- خسار الودال
6 - لکشوی
7 - کوتل مرتفع تگاولور
8 - القو یا القان ( منطقه نسبتا آبادی است با بازاری دارای دکان های منظم ) و در ضمن سر سبز با درخت های بادام
9- سر مهر یک قریه سر سبز
10 - خوچشک
11 - شیرمه
12 - چپراسک مربوط ولسوالی میرامور ولایت دایکندی
13 - سری فاغ
14 - جلال (میرامور)*
15 - غرغره
16 - جووز
17- پانی بوم
18 - پانی بوم
19- کوتل بسیار مرتفع
20 - اتاق
21 - سربام
22- بندی کوته ( مربوط پنجاب )
23 - برکی
24 - شهر کهنه ورث (یک شب نیز در این شهر بودیم که دارای برق آبی 24 ساعته است )
25- شهر نو ورث
26 - سیاه دره
27 - سبز سنگ
28- خارقول (راه لعل و سر جنگل از همین جا جدا شده است )
29- کوتل صد برگ که به نسبت گل و لای بسیار مشکلات عبوری ایجاد کرده است
30 - صد برگ
31 - قف قول راموچ (مربوط یکاولنگ ) منطقه دارای برق
32- شهر نو سیا دره
33 - شینیه و ........ یکاولنگ
قابل ذکر است که تمام این مناطق مربوط ولسوالی های یکاولنگ ، ورث ، پنجاب ، میراموز و شهرستان میباشد .
عکس های از بامیان تا یکاولنگ

عکس های از یکاولنگ تا ورث از مسیر سیاه دره ، کوتل صد برگ ، کوتل کرمان و خارقول
ادامه دارد .......
شب را در یک هتل سپری نمودیم و فردا نیز دوباره به راه ما ادامه دادیم .
قابل یاد آوری است که به نسبت اسفالت نبودن و خامه بودن این جاده ها در موسم زمستان به علت گل و لای موتر های خورد به مشکلات زیادی مواجه میشوند که خود ما نیز چندین ساعت کار نمودیم تا موتر را کشیدیم
در سفر از نیلی تا یکاولنگ این قریه ها در مسیر راه تان خواهد آمد :
1- برلو ( بازاری دارد که در انجا امکانات اولیه یک سفر پیدا خواهد شد
2- شینیه ( بازار دارد )
3- سر پناه قول
4- کوتل بسیار بلند در قله های کوه بنام چمنک
5- خسار الودال
6 - لکشوی
7 - کوتل مرتفع تگاولور
8 - القو یا القان ( منطقه نسبتا آبادی است با بازاری دارای دکان های منظم ) و در ضمن سر سبز با درخت های بادام
9- سر مهر یک قریه سر سبز
10 - خوچشک
11 - شیرمه
12 - چپراسک مربوط ولسوالی میرامور ولایت دایکندی
13 - سری فاغ
14 - جلال (میرامور)*
15 - غرغره
16 - جووز
17- پانی بوم
18 - پانی بوم
19- کوتل بسیار مرتفع
20 - اتاق
21 - سربام
22- بندی کوته ( مربوط پنجاب )
23 - برکی
24 - شهر کهنه ورث (یک شب نیز در این شهر بودیم که دارای برق آبی 24 ساعته است )
25- شهر نو ورث
26 - سیاه دره
27 - سبز سنگ
28- خارقول (راه لعل و سر جنگل از همین جا جدا شده است )
29- کوتل صد برگ که به نسبت گل و لای بسیار مشکلات عبوری ایجاد کرده است
30 - صد برگ
31 - قف قول راموچ (مربوط یکاولنگ ) منطقه دارای برق
32- شهر نو سیا دره
33 - شینیه و ........ یکاولنگ
قابل ذکر است که تمام این مناطق مربوط ولسوالی های یکاولنگ ، ورث ، پنجاب ، میراموز و شهرستان میباشد .
عکس های از بامیان تا یکاولنگ

عکس های از یکاولنگ تا ورث از مسیر سیاه دره ، کوتل صد برگ ، کوتل کرمان و خارقول
ادامه دارد .......

این بار سفر ما به هزارستان است دیار مردم زحمت کش و با همت هزاره !
روز شنبه گذشته جهت اجرای کار های رسمی سفری داشتیم به ولایت دایکندی و شهر نیلی که مرکز این ولایت (استان ) دور افتیده است کمتر مردم به نام نیلی آشنا هستند .
ساعت حدود 12 چاشت از کابل به جهت شهر چاریکار حرکت کردیم در شهر حدود یک ساعت جهت صرف غذا و خریدان بعضی اشیا و اجناس سفر توقف کردیم و بعد هم سفر ما در راه های پر غم و پیچ و خامه دره زیبای غوربند ادامه یافت و ساعت حدود 8 شب به شهر تاریخی بامیان محل بودا های به خاک تبدیل شده رسیدیم .
بامیان را نسبت به بار قبل خوبتر و آباد تر یافتیم سرک ولایت و سرک بودا قیر شده بودند و در بالای تپه هوتل گردشگری یک چهاراهی بسیار زیبا ساخته اند که در بین آن یک مجسمه عبدالعلی مزاری نصب شده است .
شب را در هتل ضحاک در شهر بامیان سپری نمودیم و بعدا به حرکت خود به مسیر یکاولنگ ادامه دادیم این بار اول بود که به یکاولنگ میامدم ، ولسوالی یکاولنگ در غرب بامیان موقیعت داشته و نسبت به بامیان هوای سرد دارد .
بند امیر که شهرت جهانی دارد و یک منطقه خیلی زیبای طبیعی گردشگری است در همین جا موقیعت دارد .
ادامه دارد ......

روز شنبه گذشته جهت اجرای کار های رسمی سفری داشتیم به ولایت دایکندی و شهر نیلی که مرکز این ولایت (استان ) دور افتیده است کمتر مردم به نام نیلی آشنا هستند .
ساعت حدود 12 چاشت از کابل به جهت شهر چاریکار حرکت کردیم در شهر حدود یک ساعت جهت صرف غذا و خریدان بعضی اشیا و اجناس سفر توقف کردیم و بعد هم سفر ما در راه های پر غم و پیچ و خامه دره زیبای غوربند ادامه یافت و ساعت حدود 8 شب به شهر تاریخی بامیان محل بودا های به خاک تبدیل شده رسیدیم .
بامیان را نسبت به بار قبل خوبتر و آباد تر یافتیم سرک ولایت و سرک بودا قیر شده بودند و در بالای تپه هوتل گردشگری یک چهاراهی بسیار زیبا ساخته اند که در بین آن یک مجسمه عبدالعلی مزاری نصب شده است .
شب را در هتل ضحاک در شهر بامیان سپری نمودیم و بعدا به حرکت خود به مسیر یکاولنگ ادامه دادیم این بار اول بود که به یکاولنگ میامدم ، ولسوالی یکاولنگ در غرب بامیان موقیعت داشته و نسبت به بامیان هوای سرد دارد .
بند امیر که شهرت جهانی دارد و یک منطقه خیلی زیبای طبیعی گردشگری است در همین جا موقیعت دارد .
ادامه دارد ......







