همچنان شبکه های طلوع - لمر - آینه -تلویزیون ملی افغانستان و شبکه ملی آریانا در اقمار انست- اکسپرس ای ام - و ترکست قابل دریافت است
در این نزدیکی ها شبکه ملی ننگرهار تلویزیون نیز نشرات خود را در قمر آغاز نموده است

ای ساربـــان آهسته ران کآرام جـــانم میـرود
آن دل که با خود داشتم با دلستـــــانم میــــــرود
محمـــل بدار ای ساربان تندی مکن با کاروان
کــز عشق آن سرو روان گویی روانم میـرود
در رفتن جــان از بدن گویند هـر نوعی سخن
من خودبه چشم خویشتن دیدم که جانم میـرود
باز آی و بر چشمم نشین ای دلفریب نازنیـــن
کاشوب و فــریاد از زمین بر آسمانم میــرود

شهر كابل روز يكشنبه شاهد خاكسپاري "ساربان" يكياز بزرگترين خوانندگان كلاسيك افغانستان بود.
امروز مردم كابل در مركز شهر تجمع كرده تا جسد يكي از بزرگترين خوانندگان كشور كه سالها قبل در غربت، در شهر پيشاور پاكستان جهان فاني را وداع گفته بود، دوباره به خاك بسپارند.
ساربان همانند اغلب هنرمندان كلاسيك جهان در فقر و تنگدستي زندگي كرد و در دوران حكومت طرفدار اتحاد شوروي سابق در افغانستان ، به جرم فعاليت سياسي كه هرگز انجام نداد، زنداني شد.
ساربان مدتها در زندان بود و بعد از اينكه سايه جنگ هر روز گسترده و گستردهتر ميشد و جنگهاي داخلي در كابل آغاز شد، اين شهر را ترك كرد.
خوانندهپرآوازه افغان سالها در غربت كوچهپس كوچههاي شهرپيشاور پاكستان زندگي را با فقر و فلاكت سپري كرد و در آخرين روزهاي زندگي كه نه دست در جيب دولت داشت و نه در بساط خويش چيزي از قبل اندوخته بود بسيار درويشانه زندگي كرد.
استاد پير موسيقي افغانستان به علت جفاهايي كه در حق او شده بود در سالهاي آخر عمرش از ناحيه دست و پا فلج شد و حتي ديگر صداي استاد به اندازهاي نارسا و ضعيف شده بود كه ديگر قادر نبود تارهاي صوتي حنجره اين خواننده بزرگ موسيقي افغان را به ارتعاش در آورد.
ساربان در سال ۱۳۷۳خورشيدي سالهايي كه افغانستان در جهان به فراموشي كامل سپرده شده بود همانند تمام شهروندان مهاجر افغان در غربت در شهر پيشاور پاكستان زندگي ميكرد.
اندك اندك، رمق زندگي از او ربوده شد و استاد همانند بسياري از مهاجرين افغان دريك قبرستان غيررسمي در منطقه "پايكه" پيشاور دفن شد ، منطقهاي كه اكنون دولت پاكستان درصدد است تا آن را به يك ميدان هوايی تبديل كند.
امروز شهروندان كابل در مسجد "عيدگاه" اين شهر جسد مردي را كه سالها در خاك غربت آرميده بود دوباره برشانهها گذاشته و در قبرستان شهداي "صالحين" شهر كابل به خاك سپردند.
ساربان يكي از معدود خوانندههاي افغان بود كه غزلهاي عرفاني و فلسفي ميخواند و همواره با ني ناله ميكرد و ميخواند "يا مولا دلم تنگ آمده است".
ساربان ۷۰سال قبل در كوچه خرابات كابل كه خواستگاه موسيقي اصيل افغاني است در يك خانواده هنرمند به دنيا آمد و از كودكي با موسيقي آشنايي پيدا كرد.
مدت فعاليت هنري وي بيش از نيم قرن ذكر شده است

موترسرویس مانندپروسه بازسازی آهسته آهسته روان بود.ازدست بیروباردیدن آن آدم رابه یادهمان لت های تاریخی سلطان محمودمیانداخت که از فرط تنبلی قادربه دورکردن مگس هاازگرد دهان شان نبودند!.
ادامه مطلب...

x2=2x
اگر توانستید حل کنید در قسمت نظرات به من خبر بدهید خوش خواهم شد

مـتـرسيد مـتـرسـيد ز هـجــــران خـرابـات
شهنشاه شهنشاه یکی بزم نهاده اســــــت
بـگـوئـيـد بـگـوئـيـد بـه رنـدان خـــرابـات
هـمـه مسـت در آئيد در اين قـصـر در آئيد
که سلطان سلاطين شده مهمان خـــــرابات
هـمـه مسـت و خـرابيد هـمـه ديده پــر آبيد
چـو خورشـيـد بـتـابـيـد بـرايـوان خـرابـات
هـمـه ديده و جانند هـمـه لـطـف و امــــانند
هـمـه سـرو روانـنـد بـه بـسـتـان خـرابـات
در آئـيـد در آئـيـد ، مـتـرسـيـد مـتـرســيـد
گـنـهـکـار ببخـشـيد به سـلـطـان خـرابـات

چون آن خواجه وفا کـرد همه درد دوا کـرد
گـنـهـکـار رهـا کـرد سـلـيـمـان خـــرابـات
زهـی امـر رهـايـی زهـی بـــــــزم خـدايـی
زهی صحبت شاهی و زهی جان خــــرابات
زهی مفخر تبريز زهی شـمس شــــکر ريز
کـه بر راند فـرس را سـوی ايوان خـرابـات

ادامه مطلب...







