تبليغاتX
آریانا نگینی بر انگشتر تاریخ
آریانا پاسدار فرهنگ اصیل آریایی و پارسی

نشرات شبکه جهانی آریانا از شهر کابل به روی قمر هاتبرد در اروپا - خاور میانه - و قسمتی از افریقا قابل دریافت است فریکونسی آن ۱۱۵۸۵ میباشد      . قبلا نیز یک شبکه دیگر به نام آریانا افغانستان در هاتبردتوسط افغانستانی  های مقیم امریکا به نشرات آغاز نمود و این دومین شبکه افغانستانی بروی قمر هاتبرد میباشد فریکونسی آریانا افغانستان ۱۱۱۱۷ میباشد و پولاریزیشن هر دو چینل عمودی یا(ورتیکل  ) میباشد

همچنان شبکه های طلوع - لمر - آینه -تلویزیون ملی افغانستان  و شبکه ملی آریانا در اقمار انست- اکسپرس ای ام - و ترکست قابل دریافت است

در این نزدیکی ها شبکه ملی ننگرهار تلویزیون نیز نشرات خود را در قمر آغاز نموده است

                                                           


+ نوشته شده در  85/06/22ساعت 2:57 بعد از ظهر  توسط انجنیر محمد اجمل آرین پور  | 

ای ساربـــان آهسته ران کآرام جـــانم میـرود

آن دل که با خود داشتم با دلستـــــانم میــــــرود

 

محمـــل بدار ای ساربان تندی مکن با کاروان

کــز عشق آن سرو روان گویی روانم میـرود

 

در رفتن جــان از بدن گویند هـر نوعی سخن

من خودبه چشم خویشتن دیدم که جانم میـرود

 

باز آی و بر چشمم نشین ای دلفریب نازنیـــن

کاشوب و فــریاد از زمین بر آسمانم میــرود


+ نوشته شده در  85/06/20ساعت 11:0 قبل از ظهر  توسط انجنیر محمد اجمل آرین پور  | 
sarban 

شهر كابل روز يكشنبه شاهد خاكسپاري "ساربان" يكي‌از بزرگترين خوانندگان كلاسيك افغانستان بود.

امروز مردم كابل در مركز شهر تجمع كرده تا جسد يكي از بزرگترين خوانندگان كشور كه سال‌ها قبل در غربت، در شهر پيشاور پاكستان جهان فاني را وداع گفته بود، دوباره به خاك بسپارند.

ساربان همانند اغلب هنرمندان كلاسيك جهان در فقر و تنگدستي زندگي كرد و در دوران حكومت طرفدار اتحاد شوروي سابق در افغانستان ، به جرم فعاليت سياسي كه هرگز انجام نداد، زنداني شد.

ساربان مدت‌ها در زندان بود و بعد از اينكه سايه جنگ هر روز گسترده و گسترده‌تر مي‌شد و جنگ‌هاي داخلي در كابل آغاز شد، اين شهر را ترك كرد.

خواننده‌پرآوازه افغان سال‌ها در غربت كوچه‌پس كوچه‌هاي شهرپيشاور پاكستان زندگي را با فقر و فلاكت سپري كرد و در آخرين روزهاي زندگي كه نه دست در جيب دولت داشت و نه در بساط خويش چيزي از قبل اندوخته بود بسيار درويشانه زندگي كرد.

استاد پير موسيقي افغانستان به علت جفاهايي كه در حق او شده بود در سال‌هاي آخر عمرش از ناحيه دست و پا فلج شد و حتي ديگر صداي استاد به اندازه‌اي نارسا و ضعيف شده بود كه ديگر قادر نبود تارهاي صوتي حنجره اين خواننده بزرگ موسيقي افغان را به ارتعاش در آورد.

ساربان در سال ‪ ۱۳۷۳‬خورشيدي سال‌هايي كه افغانستان در جهان به فراموشي كامل سپرده شده بود همانند تمام شهروندان مهاجر افغان در غربت در شهر پيشاور پاكستان زندگي مي‌كرد.

اندك اندك، رمق زندگي از او ربوده شد و استاد همانند بسياري از مهاجرين افغان دريك قبرستان غيررسمي در منطقه "پايكه" پيشاور دفن شد ، منطقه‌اي كه اكنون دولت پاكستان درصدد است تا آن را به يك ميدان هوايی تبديل كند.

امروز شهروندان كابل در مسجد "عيدگاه" اين شهر جسد مردي را كه سال‌ها در خاك غربت آرميده بود دوباره برشانه‌ها گذاشته و در قبرستان شهداي "صالحين" شهر كابل به خاك سپردند.

ساربان يكي از معدود خواننده‌هاي افغان بود كه غزل‌هاي عرفاني و فلسفي مي‌خواند و همواره با ني ناله مي‌كرد و مي‌خواند "يا مولا دلم تنگ آمده است".

ساربان ‪ ۷۰‬سال قبل در كوچه خرابات كابل كه خواستگاه موسيقي اصيل افغاني است در يك خانواده هنرمند به دنيا آمد و از كودكي با موسيقي آشنايي پيدا كرد.

مدت فعاليت هنري وي بيش از نيم قرن ذكر شده است


+ نوشته شده در  85/06/20ساعت 7:20 قبل از ظهر  توسط انجنیر محمد اجمل آرین پور  | 

جنگ تن به تن

طنزی از داکتر میوند (حبیب)

موترسرویس مانندپروسه بازسازی آهسته آهسته روان بود.ازدست بیروباردیدن آن آدم رابه یادهمان لت های تاریخی سلطان محمودمیانداخت که از فرط تنبلی قادربه دورکردن مگس هاازگرد دهان شان نبودند!.


ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  85/06/13ساعت 7:31 قبل از ظهر  توسط انجنیر محمد اجمل آرین پور  | 
سلام دوستان عزیز من به معادله یکمجهوله درجه دو سر خورده ام که نتوانستم آنرا ثبوت کنم از دوستانی که قادر به ثبوت این معادله هستند خواهش میکنم مرا یاری کنند

x2=2x

اگر توانستید حل کنید در قسمت نظرات به من خبر بدهید خوش خواهم شد


+ نوشته شده در  85/06/02ساعت 10:1 بعد از ظهر  توسط انجنیر محمد اجمل آرین پور  | 
بياييد بـيـايـيـد بـه مـيــــــــــدان خـرابـات
مـتـرسيد مـتـرسـيد ز هـجــــران خـرابـات
شهنشاه شهنشاه یکی بزم نهاده اســــــ
ت
بـگـوئـيـد بـگـوئـيـد بـه رنـدان خـــرابـات
هـمـه مسـت در آئيد در اين قـصـر در آئيد
که سلطان سلاطين شده مهمان خـــــرابات
هـمـه مسـت و خـرابيد هـمـه ديده پــر آبيد
چـو خورشـيـد بـتـابـيـد بـرايـوان خـرابـات
هـمـه ديده و جانند هـمـه لـطـف و امــــانند
هـمـه سـرو روانـنـد بـه بـسـتـان خـرابـات
در آئـيـد در آئـيـد ، مـتـرسـيـد مـتـرســيـد
گـنـهـکـار ببخـشـيد به سـلـطـان خـرابـات
چون آن خواجه وفا کـرد همه درد دوا کـرد
گـنـهـکـار رهـا کـرد سـلـيـمـان خـــرابـات
زهـی امـر رهـايـی زهـی بـــــــزم خـدايـی
زهی صحبت شاهی و زهی جان خــــرابات
زهی مفخر تبريز زهی شـمس شــــکر ريز
کـه بر راند فـرس را سـوی ايوان خـرابـات


+ نوشته شده در  85/06/02ساعت 1:8 بعد از ظهر  توسط انجنیر محمد اجمل آرین پور  | 
سلام دوستان عزیز چندی میشود که به مزار شریف آمده ام شهر مولا علی - بلخ باستان که شکوهش به همه هویداست و نام این شهر با نام مولانای بزرگ - رابعه بلخی - یما - جمشید و صد ها نام دیگر گره خورده است اما بیاید از مزار فعلی برای تان بگویم
ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  85/06/02ساعت 12:44 بعد از ظهر  توسط انجنیر محمد اجمل آرین پور  |